|
* ღ * تــرانه ماه * ღ *
به قول شهاب حسینی توی مدار صفر درجه:
هروقت دیدی حریف داره میبره یه لبخند بزن تا به بردش شک کنه.... دوشنبه 25 اردیبهشت1391 | 13:11 | يلدا |
لا به لاي توضيح المسائل دلم را مي گردم تا ببينم چه شد كه به يكباره ديدنت را بر من حرام كردي ... ... ...
پنجشنبه 31 فروردین1391 | 15:50 | الهام |
من انتظار تو را می کِـــشم پنجشنبه 24 فروردین1391 | 2:30 | يلدا |
بعضی زخم ها هست... که هر روز صبح باید روشون رو باز کنی،نمک بپاشی! تا یادت نره ... دیگه سراغ بعضی از آدم ها نباید رفت!! چهارشنبه 10 اسفند1390 | 18:21 | يلدا |
گاه جلوی آینه می ایستم خودم را در آن میبینم دست روی شانه هایش میگذارم و میگویم چه تحملی دارد دلت... جمعه 5 اسفند1390 | 0:20 | يلدا |
دلم تنگ شده برای عکس هایی که پارهکردم و سوزاندمشان....! جمعه 5 اسفند1390 | 0:18 | يلدا |
چه کسی مرا از لحظه های تو تکاند..؟! خانه اش ویران باد! پنجشنبه 4 اسفند1390 | 14:16 | يلدا |
رفتی؟! بسلامت....! پنجشنبه 4 اسفند1390 | 14:14 | يلدا |
خدایا ایوب را بفرست تا برایش از صبر بگویم...! پنجشنبه 4 اسفند1390 | 0:57 | يلدا |
حرفی نیست
فقط مینویسم...
رفت.....
حسی که تورا دوست میداشت...!! پنجشنبه 4 اسفند1390 | 0:54 | يلدا |
!خدایا ديدي رفت؟... به تو سپردمش، اما ازت می خوام، یه روزی یه جای زندگیش، بد جوری یاد من بندازیش...!! پنجشنبه 4 اسفند1390 | 0:38 | يلدا |
بودن و نبودنت هم خوب است! اینها اگر نباشد کِی از نبودنت بمیرم و کجا برای باز دوباره بودنت پر پر بزنم؟! بگذار زندگیم همین قدر غیرعادی باشد من همه این ها را دوست دارم ...
پنجشنبه 27 بهمن1390 | 15:54 | الهام |
و به جاي نوشتن تنها يک کلمه گوشه ي دفتر خاطراتت شعر هاي حاشيه اي نوشتمتا عاقبت در حاشيه چشم هايت افتادم حالا که حاشيه نشيني را تجربه مي کنم بگذار فقط يک حرف حاشيه اي ديگر بزنم . . . دوستت دارم . . .
پنجشنبه 27 بهمن1390 | 15:53 | الهام |
من بي تو يك بوسه فراموش شده ... يك شعر پر غلط ... پك پرنده بي آسمان ... يك نسيم سر گردان ... و يك روياي ناتمامم . . .
سه شنبه 25 بهمن1390 | 1:22 | الهام |
تــــــو را که نمی توانم حذف کنم از آسـمان دلم . . . به گمانم باید " منی " را نابود کنم که ضمیر مخاطبش تنـها " تـــــــو " هستی ...
یکشنبه 23 بهمن1390 | 14:42 | الهام |
با فنجانی چای هم میشه مست شد اگه اونی که باید، باشد...! پنجشنبه 20 بهمن1390 | 13:8 | يلدا |
دلم ترس برش داشته نکند آخر قصه بیاید و ما.... مال هم نباشیم؟! پنجشنبه 20 بهمن1390 | 13:6 | يلدا |
این خط این نشون من جاده رو پشیمون میکنم از رفتنت.... چهارشنبه 5 بهمن1390 | 14:26 | يلدا |
زن برای با او بودن باید مرد بود! نه نر!!!!! چهارشنبه 5 بهمن1390 | 14:22 | يلدا |
آخ جوووووووووووون دوباره 19 دی شد و تولد الهامی من یه کیک خیلی خوش طعم ، با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزار سال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن *شب .' .' * . ' .' * . *' تولدتون * .پر.'" . ; ستاره ' ' .' ' * ' .' .* '. ' .* ' .' * .باد.'. *.'* , الهامی دلم خییییییییییییییییلی لک زده واسه اینکه کامنت دونی رو پر کنیم خیلی خیلی زیااااااااااااااااد امشب هم که تولدته دلم پر کشده واست کاش بودی میحرفیدیم :( تاریخ تولد بهانه ایست تافراموش نکنی آمدنت را. تولدت مبارک زمینی شدنت مبارک خانومی جشن کوچکی در دلم برپاست ، چون امروز روز تولد توست تولدت مبارک . . . خانومی اینم کیک تولدت :)
ایشالا 100000000000000000000 سال دیگه زنده باشی
یه بار دیگه تولدت مبارک باشه عزیز دلم :-* دوشنبه 19 دی1390 | 0:27 | يلدا |
تورا هرگز آرزو نخواهم کرد هرگز!!! چون محال میشوی مثل تمام آرزوهایم...! پنجشنبه 15 دی1390 | 19:17 | يلدا |
|
||
| .: طراحی قالب وبلاگ : نایت اسکین :. |